![]() |
![]() |
|
| معرفی گروه نمایش و اثار هنری گروه |
|
بنام خدا مقاله عنوان (( در جستجوي زبان جهاني تئاتر ))
به قلم : غلامرضا ياري مدرس تئاتر و عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد تنكابن .
قبل از اينكه به مسأله زبان جهاني بپردازم . بايد از دنيايي بگويم كه دچار از هم پاشيدگي شديدي شده و با توجه به اينكه اقشار فرهنگي كشورهاي مختلف در حال تلاش براي ايجاد ارتباط جهاني بوسيله يك زبان مشترك و مفهومي هستند ، اما هنوز موفق به شناخت ابزار براي ايجاد اين ارتباط نشده اند و فقط ارتباط را مي شناسند و كلمه فرهنگ سازي را مورد استفاده قرار مي دهند ، اما چگونگي اين ارتباط و فرهنگ سازي هنوز در جوامع مختلف متفاوت مي باشد . از جمله مشرق زمين . و تنها بصورت ساختگي و تصنعي است كه مي توان اذهان و تفكر جوامع را به مسئله زبان جهاني معطوف كرد . منظور اين مقاله اين است كه موضوع مهم براي همه اين جوامع شناخت ابزار براي زبان جهاني نيست بلكه شناخت ابزار براي ارتباط جهاني است زيرا نفس عمل ، ارتباط است و فرهنگ سازي كه در اين مقاله به مهم ترين ابزار هنري در بهترين گرايش هنري معرفي و مورد بحث و بررسي قرار مي گيرد . وقتي از زبان جهاني سخن به ميان مي آيد بايد به زباني تأكيد كرد كه عوامل و عناصر تشكيل دهنده آن كامل و جامع تر از ديگر زبان ها باشد يعني آنقدر پويا و فعال باشد كه قابليت رساندن اثر هنري به تفكر اصلي يعني زبان جهاني را داشته باشد . اگر آن ابزار يك ابزار هنري باشد بايد در جايگاه هنري داراي مشخصه اي بارز و قابل تأمل باشد تا جائي براي شك و ترديد نگذارد . يعني اگر اين اثر هنري كه قرار است با جهاني ارتباط برقرار كند ، آن جامعه و جهان هر جايگاهي بي سواد ، با سواد ، معلول جسمي ، معلول روحي و … ) داشته باشد بايد بوسيله يكي از عناصرتشكيل دهنده اش ارتباط خود را توسط زبان مخصوصش برقرار كند .
يك اثر هنري را از روي مفهومش قضاوت مي كنند ، حال در هر جاي دنيا باشد ، آن مفهوم بخاطر خصوصيات نهفته در اثر قابل فهم است و از طريق آن مفهوم و خصوصيات مي توان به تفكر صاحب اثر دست يافت و بيننده را به تفكر صاحب اثر دست يافت و بيننده را به تفكر واداشت . با اين توصيف مي توان گفت كه يك اثر جهاني داراي زبان جهاني و مفهوم جهاني در خدمت ارتباط جمعي است . حال در ميان هنرها ، هنر تئاتر با توجه به تعاريف فوق داراي شاخصه هاي يك ابزار مطلق براي ايجاد زبان جهاني مي باشد . تئاتر در هيچ چيز نيست اما ا زتمامي زبانها ( عوامل - ابزار ) مانند حركت ، اشارات ، اصوات و فرياد ها ، كفتار و حكام بهره مي جويد و دقيقاً به نقطه اي مي برد كه در آن ذهن نياز به زباني دارد تا قالب آن بتواند تظاهرات و تجليات خود را بيان كند . در جمله ذكر شده بر زبانها يا عناصر موجود در تئاتر تأكيد شده اما به اين مسأله كه اين عناصر خود را در قالب هائي خاص و در كنار عوامل ديگر جلوه گري مي كنند سخني به ميان نيامده ، اما در جاييي گفته شده : اما محبوس ساختم تئاتر در يك نوع زبان مانند كلام نوشتاري ، موسيقي ، نور ، صوت پس از مدتي آن را به نيستي و نابودي مي كشاند … )) با اين توصيفات كه مكمل ابتداي سخنان است در مي يابيم كه اين هنر با دارا بودن قابليت هايي كه خاص و ابزار ارتباط است نبايد در حصار قرار بگيرد و اين خود زباني است كه در جاي جاي دنيا قابل فهم و درك است . تئاتر نشانه است - هر نشانه اي در هر قالب هنري جايگاه و مفهوم خاص خود را خود را دارد ، علم و عرصه نشانه شناسي داراي بحث گسترده اي مي باشد كه در طول تاريخ فلاسفه بطور خاصي روي اين مسئله متمركز شده اند . در فلسفه و تاريخ علم ، مفههوم نشانه ( s cma ) مفهومي رايج و معمول است . هيپوكنتس ، افلاطون و ارسطو ، سنت آگوستين و دكارت ، هگل و هامبولت افرادي هستند كه بطور متمركز بر اين مفهوم كار كرده اند .
همين امر نظام هاي نشانه شناسي را از تنوعي گسترده برخوردار كرده است واژه ها و اصطلاحاتي چون emidogy , Semasidgy Sematigs , sematology همه اين واژه ها بر آمده از ريشه واژه نشانه است . حال با توجه به گستردگي موضوع و مهم بودن آن در اين مقاله از ميان تمام هنرها و بنوعي در بين تمام محدوده فعاليت هاي انسان هنر نمايش خاص است . زيرا لبريز از نشانه هاست كه به بهترين و خاص ترين و استرليزه ترين شكل خود را تعريف و عرضه مي كند . ديالوگ ( حكام ) : كه توسط شخصيت (( بازيگر )) گفته مي شود ، احساس ها كه باز در جاي جاي اثر داراي نشانه هايي است در خور انتقال مفهوم يا پيام اثر ( نويسنده ) است . بنوعي همه چيز دريك اثر نمايشي نشانه است . يك ستون در بحث منظر ( فضاي بصري ) از هر جنس كه ساخته شده باشد نشان مي دهد كه محل اتفاق اثر نمايشي در مقابل يا درون يك بارگاه يا قصر است . يك تاج نشان پادشاه است ، تنها يك تاج نشاندهنده سلطنت و حكومت فرد است . بطور كلي از مكان تئاتري ( سالن نمايش ) تا سن ( محل اجراء نمايش ) و دكور ( محل اتفاق يا موقعيت در اتاقك ) نور ( منطقه روشن و قابل روئيت صحنه ) ، گريم و … همه وهمه نشانه اند كه در خدمت موضوع و مضمون و پيام اثر در كنار هم حركت مي كنند . پس تئاتر مي تواند ابزاري باشد براي برقراري ارتباط زيرا زبان نشانه ، يك زبان جهاني است . و زباني است كه در دور افتاده ترين مناطق كره زمين نيز قابل فهم و درك است . نشانه خود زبان است ، زباني جهاني ، واضح و مبرهن است كه منشاء تئاتر باز مي گردد به زمان هاي بسياردور ، حتي قبل از بوجودد آمدن فرهنگ تمدن شهرنشيني و باز ميدانيم كه مشاء تئاتر باز مي گردد به آئين ها و مناسك و اين آئين ها و مناسك نيز خود منشائي دارد كه ريشه اصلي درام را به دوران ما قبل تاريخ مي رساند يا به عصر نوسنگي و حتي باريند سنگي مي رساند در دوراني كه ( صوات و حركات و ابزار ابتدائي و صداي طبيعت و حيوانان نشانه بود و ابزاري بود براي برقراري ارتباط . كه در اين شكل باز ابزار برقراري ارتباط زبان اشارات و اصوات بود كه ، با توجه به عوامل تشكيل دهنده تئاتر و با در نظر گرفتن دو ابزار و يا عامل اصلي تئاتر براي مبحث فوق حركت ( بدن ) بيان ( حكام ، اصوات ) است در مي يابيم كه از كليدي ترين و ممهم ترين ابزارها براي برقراري ارتباط در هنر نمايش است . با توجه به اينكه خود كاملاً نشانه است پس بايد در اين هنر بد نبال زبان جهاني باشيم يعني اين گرايش هنري ، وسيله اي براي ارتباط است بازيگر ركن اصلي درام است زيرا ابزار بازيگر خود مكمل نشانه هاي صحنه اي است در حاليكه خود ابزار بازيگر باز نشانه است . حال تكنيك و اصول شود . راههاي نشان دادن و معرفي نشانه هاي جهاني : هر چيز زائد در تئاتر كنار گذاشته مي شود و در كنار آن هر چيز موجود در روي صحنه مورد استفاده قرار مي گيرد و اين به آن معني مطلق نيست گاهي ممكن است در هر دو مورد تغيير ايجاد گردد . بلكه به اين معني و تعبير است كه اگر در يك تئاتر قرار است زبان جهاني كاملاً رعايت شود ، با توجه به اينكه ركن اصلي در راه انتقال و ارتباط زبان اشارات در انسان (( حركت ، ايما ، اشارات ، رفتار دروني و بيروني مي باشد و زبان تصوير در منظر نمايشي و آگسسوار ( وسايل صحنه و ابزار صحنه ) است ، پس هر چيز كه جهت اصلي و روند اين تفكر را تغيير دهد . بايد قلم گرفته شود و به جاي آن از نشانه تصوير در هر قلبي ( انساني ، نمادين ) استفاده كنيم . براي مثال : اگر قرار است بازيگر بگويد و انتقال دهد هر موضوع يا احساسي هوا ، هواي مطبوع را توسط اتفاق فيزيكي كه در اندام ( بدن ) او مي افتد انتقال دهد . در نتيجه بهترين ابزار هنري گرايش براي ارتباط جهاني است . در اين مقال قصد برتر جلوه دادن و كوچك شمردن نيست اما تلاش شده كه گرايش مد نظر اين مقال يعني تئاتر بيشتر مورد توجه قرار گيرد . زيرا شاخصه هائي كه اين هنر دارد خود لبريز از يكسري نشانه هاي خاص از گرايش هاي مختلف است ، ( رقص ، موسيقي ، نقاشي ، مجسمه سازي و .. ) و با توجه به اينكه شاخصه هاي آن يعني : كلام ، آهنگ كلام ، حالت صوت ، حالت
بدن ، حركت بازيگر بروي صحنه ، چهره پردازي ، شكل آرايش مو ، لباس ، وسايل صحنه ، طراحي صحنه ، نور پردازي ، موسيقي ، جلوه هاي صوتي ، (( افكت )) و از نظر نگارنده احساسات جاري در اثر پس بهتر آن است كه اين گرايش را ابزاري براي زبان جهاني معرفي و مورد استفاده قرار دهيم . با توجه به اين موارد در هر اثر نمايش يك زبان نوشتاري و يك زبان گفتاري (( ديا لوگ )) وجود دارد كه ديالوگ شكل بصري و سمعي آن را مشخص مي كند در كاربرد اين عنصر تئاتري اگر در راستاي انتقال مفاهيم متكي بر ديالوگ باشيم و تماشاگر تفكر نويسنده و كارگردان را قرار باشد از راه ديالوگ كشف كند بدليل اينكه متن و ديالوگ به تنهايي نشانه مطلق نيست و در قالب ادبيات قرار مي گيرد تماشاگر نا آشنا با زبان خاص منطقه جغرافيايي بدون وجود نشانه هاي تصويري كامل و لازم گمراه خواهد شد و اين گمراهي هم اگر كارگردان بوسيله تمهيداتي از بين نبرد اثر در حين اجراء مفهومي خاص براي مكان جغرافيايي خاص ، قابل فهم و درك مي شود . پس كارگردان دانا توسط تصوير سازي مكمل و در خور اثر مفهوم اثري را كه بار ديالوگ آن بيشتر است، بالا می برد. غلام رضا یاری هر گونه کپی وبرداشت از این مقاله با درج نام نویسنده و آدرس سایت مجاز می باشد در غیر این صورت پیگرد قانونی خواهد داشت
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 12 مهر1384ساعت 6:18 بعد از ظهر توسط غلامرضا یاری |
|
|
بنام خدا نقد و اجراي نمايش : يادداشت هاي روزانه يك ديوانه / به قلم : غلامرضا ياري مدرس تئاتر و عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد واحد تنكابن . كارگردان : مهرداد هنرمند دوشنبه 18/5/84 . سالن كوچك تالار مولوي مردي كه درگير بروكراسي شده و تأثيرات ماشيني اين شغل عمومي ، انسانها را دچار بهم ريختگي ذهني مي كند ، با توجه به اين مسئله كه گوگول به عنوان نويسنده اثر داستاني كه توسط نويسندگان و يا مترجمان مختلف از درونيات و يا درونمايه دراماتيك آن استفاده نموده و آن را تبديل به يك نمايشنامه كرده اند ، اثري است داسستاني و نبوعي روايت و يا حكايتي از يك مرد سرخورده اداري كه يك موقعيت ساده در اماتيك ولي شيرين آن را نمايش نموده است . مهرداد هنرمند بازيگر و كارگردان اين اثر در انتخاب نمايشنامه ، موفق و با تفكر جلو رفته و با اين دانش كه او با طراحي كارگرداني خاص و تصويرهاي متنوع بتواند اين موقعيت ساده در اماتيك را جذاب و متنوع خلق كند كه انصافاً در بحث كارگرداني و طراحي اثر موفق بوده ، حال در ميزانسن و استفاده از فضا كمي ضعيف مي باشد كه دليل كارگردان و بازيگر بودن در اثر است . بحث برانگيزترين قسمت اثر بازيگري مهرداد هنرمند است . مهرداد هنرمند پس از فارغ التحصيلي از رشته بازيگري توانست ثابت كند كه بازيگري فقط تجربه نيست ، بلكه دانش و تجربه در كنار خلاقيت دائم بازيگر است . اما متأسفانه با اينكه بازيگر اين نقش ، شخصيت را درست پيدا كرده و به شناخت خوبي در راستاي تحليل شخصيت در جايگاه كارگردان رسيده از ابزار خود آنطور كه بايد استفاده نكرده يعني ابزار بازيگر جائي لنگ مي زند . بازيگر از فيزيك درست استفاده كرده اما تنفس بازيگر به كارش در كنار اندك لحني كه از گويش خود دارد به جايگاه بازيگري لطمه وارد كرده كه اين امر به مرور در عرصه حرفه اي كه وي قدم نهاده بر طرف خواهد شد . و اما وي در استفاده از فضا . صحنه و امكانات متفاوت براي ايجاد تنوع بسيار موفق و خوب ظاهر شده مانند استفاده از سقف ، ديوار بكراند صحنه و كل فضاهاي مثبت صحنه ، و همه اينها حاكي بر اين است كه هنرمند توانسته يك اثر در خور فهم و درك را به معرض تماشا قراردهد . در نتيجه كل اثر داراي ريتم و ضرب خوب است كه توجه به اصول اصلي كارگرداني باعث شده ، تماشاگر هيچ جاي اثر خسته بنظر نرسد و تمام اثر را به خوبي دنبال كند . هر چند كه اين اثر در خود دارد مي تواند اميد بسياري در ارائه آثار بهتري از كارگردان داشت
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 12 مهر1384ساعت 12:14 بعد از ظهر توسط غلامرضا یاری |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 11 مهر1384ساعت 2:0 قبل از ظهر توسط غلامرضا یاری |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 11 مهر1384ساعت 1:28 قبل از ظهر توسط غلامرضا یاری |
|
بیاید ببینیم تا به باور ها و بودنها دست یایم |
|
+ نوشته شده در
شنبه 9 مهر1384ساعت 1:35 قبل از ظهر توسط غلامرضا یاری |
|
|
۱- ۱۳۷۳ نمایش/ زیر باران باید... /نویسنده و کارگردان وطراح صحنه: غلامرضا یاری (اراک)
۲-۱۳۷۸ نمایش/ ضحاک / نویسنده غلامحسن ساعدی / کارگردان و طراح صحنه:غلامرضا یاری(اراک)
۳- ۱۳۷۹ نمایش/ صحبت از سرما ودندان است/ نویسنده کارگردان و طراح صحنه: غلامرضا یاری (تهران)
۴-۱۳۸۱ نمایش / کلاغ های سبز / نویسنده کارگردان و طراح صحنه: غلامرضا یاری (تهران)
۵- ۱۳۸۰ /نمایش/ بی روز ها عرسک / نویسنده کارگردان و طراح صحنه: غلامرضا یاری (تهران)
۶- ۱۳۷۹/ نمایش / گمشدگان/نویسنده:بهرام بیضائی/ کارگردان و طراح صحنه: غلامرضا یاری (اجرای خصوصی اراک)
۷- ۱۳۸۲ / نمایش / یک روز خاطره انگیز برای .../نویسنده: حسین جعفری/ کارگردان و طراح صحنه: غلامرضا یاری(تهران)
۸- ۱۳۸۳ / نمایش/ پرده برداری/ نویسنده:روسودی سان سکوندو /کارگردان و طراح صحنه: غلامرضا یاری(رشت)
۹-۱۳۸۴ / نمایش/ فقط به فاصله خوردن یک استکان چای بدون قند/نویسنده:غلامرضا یاری و ریحانه حسن زاده /کارگردان و طراح صحنه: غلامرضا یاری(تهران) =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=*** نمایش های بعدی گروه تئاتر fojan
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 8 مهر1384ساعت 3:48 بعد از ظهر توسط غلامرضا یاری |
|
|
غلامرضا یاری:كاش تئاتر فقط براي نور چشمي ها نباشد
|
||||
|
+ نوشته شده در
جمعه 8 مهر1384ساعت 1:6 بعد از ظهر توسط غلامرضا یاری |
|
||||
|
خلیل ا... خسرو بیگی بازیگر و کارگردان دانشجوی تیاتر(۱۳۶۰) مهدی گلیج بازیگر لیسانس تئاتر بابک عبدالملکیان بازیگر وکارگردان(دستیار کارگردان} مشاور و کارشناس(۱۳۶۱) تینو صالحی بازیگر ومشاوره گروه (دانشجوی فوق لیسانس) بیتا احمری نژاد بازیگر و طراح لباس (۱۳۵۳) بنفشه نور بخش محمدی بازیگر وکارگردان دانشجوی تیاتر (۱۳۶۰) داوود فیروزی نیا مدیر صحنه ودستیار صحنه (۱۳۵۶) الهه افخمی بازیگر دانشجوی تئاتر (۱۳۶۱) امتیس زند یزدانی بازیگر لیسانس تئاتر (۱۳۵۹) بابک برهانیان بازیگر دانشجوی تئاتر ( ۱۳۶۰) توماج دانش بهزادی بازیگر (دانشجوی تیاتر) سید مهدی ادراکی بازیگر و گریمور (دانشجوی تیاتر) |
|
+ نوشته شده در
جمعه 8 مهر1384ساعت 3:5 قبل از ظهر توسط غلامرضا یاری |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 7 مهر1384ساعت 4:18 بعد از ظهر توسط غلامرضا یاری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
مطالبی که ضد موازین وقوانین جمهوری اسلامی در این سایت نوشته شود از سوی بازدید کنندگان به نویسنده ومسئول وب لاگ هیچ ارتباطی نداردو در صورت برخورد با این موارد شدیدن برخورد می شود .
از همکاری آقای داوود فیروزی نیا که در ساخت و راه اندازی این وب لاگ ما را یاری کردند کمال تشکر را دارم. نویسنده و مسئول: یاری |
| نوشته های پیشین |
|
84/07/08 - 84/07/14 84/07/01 - 84/07/07 |
|
RSS
|